برای نگینم

هوا را از من بگیر...خنده هایت را نه!

شیرین زبون

+ نگین اگه Oma بیاد خونمون میذاری تو اتاقِ تو کنار تختت بخوابه؟ - آره، فقط خارپوف که نمی کنه؟!   منظورش خُر و پُفه!   ...
19 آذر 1396

نگین بی دندون

امروز سه شنبه پنجم دسامبر ۲۰۱۷ و در پنج و نیم سالگی اولین دندون شیری  لق تو در مهد کودک درحالیکه مشغول مسواک زدن بودی افتاد و مربیت لطف کرد پیچید لای دستمال و با چند تا شکلات بسته بندیش کرد.  مبارکت باشه عزیزم که انقدر بزرگ و خانوم شدی        ...
14 آذر 1396

عکس های شلوغ!

تو مهد نگین ازشون عکس گرفتن. یه تکی و یه گروهی با بقیه ی بچه ها و مربی ها. عکساشو قاب گرفتم و زدم دیوار اتاقش. وقتی اومد دید: * مامان چرا عکسامو زدی به دیوار؟ + چیکارشون میکردم؟ * میذاشتی رو میزم + میزت که جا نداره. یه عالمه عروسک روشه. شلوغ می شد! * عروسکام که نمی تونن حرف بزنن که شلوغ بشه!  + 😁
28 دی 1395

بیست سوالی

شاید سخت ترین وظیفه ی پدر و مادر جواب دادن به سوال های بزرگیست که در ذهن کوچک بچه ها شکل می گیرد. بالطبع هرچه سن بچه ی سوال کننده و شناختش از دنیای اطرافش کمتر باشد به همان نسبت پیدا کردن جواب قابل درک و قابل قبول برای سوالاتش هم سخت تر می شود. مخصوصا اگر آن بچه دوزبانه و دوفرهنگه هم باشد که دیگر قوز بالای قوز است! دیروز نگین یکی از عکس های عروسیمان را پیدا کرده بود که ... + این که کنار بابا نشسته کیه؟ عمست؟ * نه مامان جون... اون Oma ست. (مامان بزرگ) . همون که مریض بود. یادته؟ + آها. مریض بود حالا خوب شده؟ * نه عزیزم. متاسفانه tot شده! (فوت کرده) + یعنی کجا رفته؟ * یعنییییی .....رفته تو آسمونا! + یعنی fliege...
17 دی 1395

امان از نگین

توی اتوبوس نشستیم که یک آقای میانسال سوار می شود و صندلی جلوی ما می نشیند. نگین: این آقاهه چَکَله! من: کچل نیست مامان جون، یه خورده کم موئه! نگین: موها نداره! چَکَله! مثل Opa! (منظورش بابابزرگشه!)   من خنده ام می گیره و بابت دو چیز خدا را شکر می کنم: یکی اینکه مردی که جلو نشسته فارسی بلد نیست، و دیگری اینکه Opa ی نگین اینجا نیست! ...
27 مهر 1394
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به برای نگینم می باشد